سفارش تبلیغ
صبا

مکنون

پیش از اینت بود با ما عهد یاری بیش تر

ای خوشا دوران پیشین ، روزگار پیش تر

هر نفس دوری ، گریز از لحظه های همدلی

می کند این ریش دل را از غمت دل ریش تر

سینه ام بودت سراسر عشق بی پروا ولی

ای خوشا آن سینه های عاقبت اندیش تر

ای دریغا این امید خویشی از بی خویش ها

می شود بی خویش تر هرکس که شد بی خویش تر

مرتع سرسبز مالامال گرگ و ره زن است

هرچه گرگ افزون نباشد می شود بز ،میش تر

جان ما گفتیم نوشت ، نوش تر از پیش تر

هر چه شد نیش دل ما هجر رویت نیش تر

هستی ما را قمار نرد رویت باخته

تا قیامت تاس احساس تو بادا شیش تر




نوشته شده در شنبه 89/10/18ساعت 11:55 صبح توسط متین| نظرات ( ) |