سفارش تبلیغ
صبا

مکنون

خسته ام ، می شود از غصه نجاتم بدهی؟

تشنه ام ، می شود از آب حیاتم بدهی؟

سی مبارک سحر از عمر بسر شد و نشد

که شب قدر از آن تازه براتم بدهی

کاش حالا که قرار است زهجران شما

جان دهم ، خود خبر از وقت مماتم بدهی

« یا وفا ، یا خبر وصل تو ، یا مرگ رقیب»

کاش در حیرت این عشق ثباتم بدهی

چه به هم ریخته این وادی برزخ ، ای کاش

همت رد شدن از پیچ صراطم بدهی

کسل و خسته و بی تاب تو را میخوانم

که در این سیر الی العشق ، نشاطم بدهی

واژه ای نیست که در ساحت تو جلوه کند

خود مگر جلوه به غوغای لغاتم بدهی

باز هم بر در این میکده خواهم آمد

باده تا از کف سقای فراتم بدهی


نوشته شده در شنبه 92/5/12ساعت 10:59 صبح توسط متین| نظرات ( ) |