سفارش تبلیغ
صبا

مکنون

دل من خسته و تنگ است به جدت سوگند
مثل یک پیر زرنگ است به جدت سوگند
دوش از میکده رد می شدم و فهمیدم
بر سر عشق تو جنگ است به جدت سوگند
ساقی میکده ورد تو به لب داشت چرا؟؟؟
پیر میخانه .... زرنگ است به جدت سوگند
شهره باشم به فراق تو به از وصل چنین
نام من پیش تو ننگ است به جدت سوگند
عشق خطی است که فرجام و شروعش پیداست
پست و بالاش قشنگ است به جدت سوگند
من مشروطه طلب با توی شاهنشاهی
آخر قصه فشنگ است به جدت سوگند


شعر مشقی است که باید بدهم تحویلت
قافیه هرچه که تنگ است به جدت سوگند ...
غزل از شوق سر خنده ی تو می گویم
خبرم هست ... جفنگ است به جدت سوگند

 

م. ش ( متین)


نوشته شده در سه شنبه 96/10/5ساعت 9:6 صبح توسط متین| نظرات ( ) |