سفارش تبلیغ
صبا

مکنون

دلا بگو که به دادم نمی رسی تا کی؟
بگو بسوزم از این داغ بی کسی تا کی؟

سحر به گریه ی شوق و شبانگهان از خوف
دل شکسته ی موصوف واپسی تا کی؟

پی وصال تو عشاق رهگذر بسیار
شکسته پای در این رهگذر بسی تا کی؟

تمام حنجره ام زخم می شود آخر
شکسته بودن از این بغض اطلسی تا کی؟

تویی امیر سلیمان و نوح و ابراهیم
در این میانه منم ذره ی خسی تا کی؟

شکسته روح و روانم گسست پیکره ام
دلا بگو که به دادم نمی رسی تا کی؟


نوشته شده در پنج شنبه 90/3/19ساعت 6:21 عصر توسط متین| نظرات ( ) |

بغض درون حنجرم را نشکن ای دوست
با لحن سنگینت دلم را نشکن ای دوست

سنگ است انگاری دلت ای شیشه ی عمر
با سنگ سختت شیشه ام را نشکن ای دوست

یک عمر در پیش تو کردم سجده ی عشق
تنها بت بتخانه ام را نشکن ای دوست

نام تو را بر سر در قلبم نوشتم
این سر در ویرانه ام را نشکن ای دوست

مستم نه از می بلکه از روی تو مستم
خم در میخانه ام را نشکن ای دوست

صدها سفر کردم به دنبال وصالت
دیگر نماز و روزه ام را نشکن ای دوست

بگذار اشکم گوشه ی چشمم بخشکد
بغض درون حنجرم را نشکن ای دوست


نوشته شده در سه شنبه 90/3/17ساعت 4:15 عصر توسط متین| نظرات ( ) |

تنم اندر تب و تب در تنم می سوزد از عشقت
دلم از غصه و غم از غمم می سوزد از عشقت

نگفتم حرف آخر را به دل ماند این سخن آخر
و از ناگفته های دل دلم می سوزد از عشقت

تمام شب منو شمع وجودم گریه می کردم
از این تاریک شب شمع شبم می سوزد از عشقت

هزاران بوسه برچیدم زگلهای بهار اما
از آن یک بوسه بر لعلت لبم می سوزد از عشقت

تمام اشک هایم را به پای اشک می ریزم
و با هر قطره چشمان ترم می سوزد از عشقت

بیاید روز آخر ساعت آخر دم آخر
دم آخر زهجرانت دمم می سوزد از عشقت

 


نوشته شده در یکشنبه 90/3/8ساعت 7:14 عصر توسط متین| نظرات ( ) |

با خط کش دین به جان دین افتادید                    انگار نه انگار زمین افتادید

رفتید به دنبال گلستان خواندن                       از خواندن قرآن مبین افتادید

از علم سرا تا به ثریا خواندید                          از اوج ثریا سر چین افتادید

ای اهل بهشت با کمی گندم و سیب               در قعر هبوط آتشین افتادید

یک لحظه شدید غافل از امر امیر                 در مخمصه ی خصم لعین افتادید

چون عدل فتاده از عملنامه تان                        از چشم امام متقین افتادید


نوشته شده در یکشنبه 90/3/1ساعت 1:47 عصر توسط متین| نظرات ( ) |