سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مکنون
در شرافت دانش همین بـس که کسی هم که آن را نیک نمی داند ادعایش می کند و هرگاه به آن منسوب گردد شادمان می شود . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
پ ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :15
بازدید دیروز :12
کل بازدید :7137
تعداد کل یاداشته ها : 75
29/2/91
9:44 ع
موسیقی
1 2 >

عمر زیبای او کمی کم بود


او که استاد درس مریم بود


آخرین مرد باغ های بهشت!


مادرت کوثر مجسم بود


مادرت مام آب و آیینه


مخلَص آیه های محکم بود


روز مادر چرا .... ولی زن!!؟  نه


مادرت مَردتر زعالم بود


22/2/91::: 8:1 ص
نظر()
  
  

آرام شبیه موج دریای خزر
دلدار تویی که می کنی باز حذر


بیچاره منم که باز هم خواهم ماند
محتاج به یک نگاهت ای شوخ نظر


هر بار منم منتظر و می آیی
نادیده تو را ، تو می روی باز سفر


صد حیف از این دیده که نادید تو را
واین عمر که بی وصل شما رفت هدر


  
  

مثل قصه ی نگاهت که سوال زندگیمه
مثل خنده های خوبت که هنوز مثل قدیمه


مثل من که چشم براهم تا ببینمت دوباره
تا ببینی چشم خسته م کاسه ی امید و بیمه


پاهای لرزون عمرم که دیگه نزدیک گوره
اینجوری می گم بدونی که چقد(ر) حالم وخیمه


انتظارت دیگه از من عاشقی نباشه جونم
می بینی افتادم از پا ...اینا مال خستگیمه


شب شعر من تمومه ، شعر من تموم نمیشه
شب شاعری رو دریاب ، تا سحر خدا کریمه


14/2/91::: 9:46 ص
نظر()
  
  


اندر میان معرکه ماوا گرفته ای



یعنی عزیز در دل من جا گرفته ای



مانند یاس در چمن باغ قلب من



آنقدر بوسه بر تو زدم، پا گرفته ای



از جای پای مرغ سحر می شود پدید



آن فیض را که از قِبَل ما گرفته ای



بگذار شرم و به من بازگو زدوش



زآن بوسه ها که از لب شیدا گرفته ای



اینجا منم به پای تو افتاده و تو سر



بالای این فتاده چه بالا گرفته ای



افروختی شرر به جان من و جان خود زهجر



یعنی که شعله بر سر دنیا گرفته ای



حالی بخند ای صنم سنگدل از آن



گلخنده ها که از دو لب ما گرفته ای



ما داده طاقت از کف و بی تاب و گوئیا



از ناتوانی دل ما ناگرفته ای



من مرغکی زمینی و دلداده، ای دریغ



جا در میان خانه ی عنقا گرفته ای



12/2/91::: 11:11 ص
نظر()
  
  

ببین کوچه ها بوی غم می دهد


ببین سینه عطر حرم می دهد


بیا چون بهاری که این روزها ...


و باران صدای قدم می دهد


نمی دانم آنروز وقت ظهور


کسی دست ما هم علم می دهد؟!


چهل وعده امید وصل حبیب


و بیمی که دل بیش و کم می دهد


عطشناک یک جرعه از علقمه


دو چشمی که گهگاه نم می دهد


دلم کربلا خواست حالا که شعر


به لحن عزا باز دم می دهد


23/1/91::: 5:2 ع
نظر()